بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
نیکا فرشته آسمونی
18
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1389 | نویسنده : الهام

 

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

مادر شدن حس عجیبی است که تا وقتی مادر نشوی نمی فهمی .. قلبت می شود اندازه قلب یک گنجشک .. نه نه  شاید کوچک تر از آن ... و به شکنندگی شیشه ... اشکت همیشه آماده است برای ریختن ... هر وقت کودکی را می بینی در آغوش مادر یا گرم بازی و شیطنت ، دلت پرمی زند سویش و هر جا که باشی دلت برای کودکت تنگ می شود ...

دو روز پیش سوار مترو از سرکار بر می گشتم ... خانومی جلوی من با دختر کوچولویی نشسته بود ، دخترک پشتش به من بود و نمی دانستم چند ساله است ... لحظه ای بعد رویش را برگرداند و با دیدنش دلم شکست ، انگار چیزی در قلبم فرو ریخت و اشکها آماده ریختن شدند ... دختری بود حدوداً دو سه ساله ظاهرش نشان می داد که مریض است و چیزی مثل سمعک هم به گوشش وصل بود ، گویا ناشنوا هم بود ... به مادرش خیره شدم ... محکم بغلش کرده بود و حس کردم چشمهایش پر از غم است .... دو نفر اونورتر خانومی نشسته بود با دو تا بچه ، یک پسر و یک دختر که تقریباً همسن دخترک مریض احوال بود ... دخترک با صدای بچه گانه اش  کتاب حسنی نگو یه دسته گل را می خواند و مادرش کتاب را برایش ورق میزدو می خندید و ...

 دوباره به چشمان مادر دخترک مریض نگاه کردم و دیدم که با حسرتی که فقط یک مادر می تواند درک کند به دخترک و مادرش خیره شده است و دخترش را سخت در آغوش می فشارد ...

و من دوباره قلبم فشرده شد و بغض  گلویم را می فشرد و پرده ای از اشک که آماده ریختن بود چشمانم را تار کرده بود .... دلم می خواست مادر را بغل کنم و به او بگویم هر چقدر دلت میخواهد گریه کن که فقط یک مادر می تواند بفهمد درد یک مادر را ... یک مادر دلش می خواهد همه بیماریهای دنیا را بگیرد ولی خاری به پای دلبندش نرود ... می خواستم به او بگویم می دانم حاضر است همه دنیا را بدهد تا کودکش مانند آن دختر بخندد و حرف بزند ... می خواستم به او بگویم خدا هم مثل من درد او را می بیند و می فهمد و مطمئن باشد بخاطر صبوریش و دل شکسته اش جایگاهش خیلی بالاتر از همه ما مادران است ... در واقع بهشت فقط و فقط زیر پاهای رنجور اوست و بس ...

خدایا روزی هزار بار تورا شکر می گویم که به من کودکی سالم ارزانی داشتی و ببخش اگر گاهی ناشکر می شوم به درگاهت و ظرفیت و توانم کم می شود ... خدایا من بنده ناچیز و نادان توام ... تو به داناییت مرا ببخش و نعمت سلامتی را از من و خانواده ام نگیر که ما بدون این نعمت بزرگ قادر به ادامه نیستیم ... دوستت دارم ای قادر بی همتا ... دوستت دارم .....

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

فکر می کنم مطلب بالا یه کمی ناراحت کننده بود برای اینکه یه کمی جو عوض شده از شیرین کاریهای دخملی می گم : 

کلمات جدید نیکا : نی نی - به به - د د - آپو ( هاپو ) -بابا - مم (پستونک ) - د ( با فتحه بخوانید ) به معنی رفت - بف ( برف ) و کلی صداهای عجیب و غریب که معنیشو فقط خودش می دونه - ولی هرکاریش می کنم " مامان " نمی گه اصلاً و ابداً - به جاش تا دلتون بخواد تو خونه راه می ره و می گه بابا .. همینه دیگه اینهمه زحمت بکش و شبها نخواب ، اونوقت بچه اول از همه می گه بابا... هییییییی بخشکی شانس 

نیکای ما دیگه خوردنی شده و شیطون به طوری که دیشب که بعد از دو ماه رفته بودیم دکتر برای چکاپ همه از کاراش به خنده افتاده بودند شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےو دکترش هم می گفت ماشا.. خیلی بامزه و خواستنی شده  و اینکه دخملی ما دیگه به هیچ عنوان آروم و قرار نداره .. مرتب در حال بدو بدو و بازیگوشیه و تازه به تنها بازی کردن هم قانع نیست باید همش یا من و یا باباش شریکش بشیم... و چون بنده وقتی می رسم خونه باید کارهای دیگه هم انجام بدم .. بیچاره باباش مرتب در حال قایم موشک و گرگم به هوا بازی کردن با خانومه .. اگه یه لحظه خسته هم بشه و بخواد استراحت کنه ... فسقل خانوم ناراحت می شه و نق  پشت  نق ...

خلاصه زندگی داریم با این دخملی ... راستی چند روز پیش نیکا رو برای اولین بار بردیم پارک و کلی حال کرد ...کلی تاب و سرسره سوار شد .. کلی بدو بدو کرد و آخرش هم با گریه از پارک اومدیم بیرون .. در پست بعدی عکساشو می ذارم  شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 




بازدید : 161 مرتبه | موضوع :
17
تاريخ : چهارشنبه 4 اسفند 1389 | نویسنده : الهام

راستی دخملی ما دیروز وارد ۱۵ ماه زندگیش شد ...

اینم چند تا عکس از یک دخمل ۱۴ ماه و دو روزه :

نیکا به همراه دوستش مهتا خانوم در حال خاله بازی :

اولین قدمهای دخترک :

جدیداً هر چی ازش عکس می گیریم قیافشو اینطوری می کنه :

دخملک ما از حالا به فکر خونه تکونی عید و شستن عروسکاشه :

به قیافه نیکایی در همه عکسا دقت کنین :

شستن نی نی توی حموم :

طفلک بچم فکر می کنه روی تخت باید عمودی بخوابه :

این سس هم خیلی چیز خوشمزه ایه ها :

خواستگارا اینو نبینند لطفاً :




بازدید : 237 مرتبه | موضوع :
16
تاريخ : چهارشنبه 4 اسفند 1389 | نویسنده : الهام

سلام و صد تا سلام به دوستای خوب خودم

توی این هفته حسابی سرم شلوغ بود و نتونستم پستی بذارم ... یعنی از شما چه پنهون چند روز پیش اندازه یک صفحه ای تایپ کردم ولی با یه اشتباه کیبوردی متاسفانه همش پرید و بنده هم با اعصاب خرد عطای نوشتن را به لقایش بخشیدم و موند تا امروز ...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

حالا هم می خوام براتون خاطره خرید با دخملی را تعریف کنم :

دو روز پیش به پیشنهاد مامانم تصمیم گرفتیم بعد از اداره همراه نیکایی و خواهری یه سری بریم هایپر استار که در واقع هم فاله و هم تماشا ...

ابتدا تمام تمهیدات لازم برای اینکه نیکا ساکت باشه و بهونه نداشته باشه را انجام دادیم از جمله سیرکردن شکم و عوض کردن پوشک و .. ولی بی خبر از اینکه فسقلی تو دلش داشت می گفت خیال کردین ... وقتی رسیدین اونجا حالتون را می گیرم ..تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدیک نکته : زیاد به محکم کاریهای خودتون نسبت به آروم شدن بچه ها اعتماد نداشته باشین چون بالاخره این فسقلیها یه موردی را برای خراب کردن گردشتون پیدا می کنند .

خلاصه با سلام و صلوات رسیدیم فروشگاه و بنده خوش خیال هم یک لیست بلند بالا خرید با خودم برده بودم که با خیال راحت خرید کنم ولی زهی خیال باطل ...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

نیکا خانوم قصه ما سوار چرخ خرید شد و کلی مشعوف از این گردش دسته جمعی ... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اما این خوشحالی و شعف فقط از پارکینگ تا جلوی در فروشگاه ادامه داشت و بعد از آن یواش یواش ملودی شیرین نق نق و غرغر شروع شد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو مامان بنده که کیفش را پر از قاقالی لی کرده بود مرتب به خانوم رشوه می داد  برای اینکه بزاره حداقل ما یه دوری بزنیم ... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

و سرتون را درد نیارم که همون اول فروشگاه دیدم یک لنگه کفشش نیست و دو سه بار تموم مسیری که اومده بودیم را برای پیدا کردن یک لنگه کفش گشتم ولی پیدا نشد که نشد ... و حدود ده بار از توی چرخ خرید به بغل اینجانب و از بغل بنده به چرخ خرید منتقل شد ... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد دو سه باری هم پستونکش را از توی دست یا دهنش انداخت زمین و متاسفانه دریغ از یک قطره آب توی فروشگاه به اون بزرگی که بشه پستونک شست و ما هم از روی ناچاری دوباره همونو دادیم خورد ( تروخدا نگین چه مامان میکروبیه که راضی نیستم ، ایشا.. سرتون بیاد تا بفهمین برای ساکت کردن بچه توی فروشگاه آدم به چه کارهایی راضی می شه )تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

در آخر هم با خستگی فراوان از خرید و سروکله زدن با نیکا رفتیم به رستوران جلوی فروشگاه تا گلویی تازه کنیم و واقعاً قیافه نیکا دیدنی بود ( حیف که دوربین همراهم نبود ) مامانم می گفت فقط دعا کن یه آشنا ما رو نبینه که آبرومون می ره ....چون رنگ صورتش در زیر رنگ آمیزی از شکلات و بسکویت و اسمارتیز دیگه پیدا نبود که این رنگ آمیزی به روی لباسش و دستاش هم کشیده شده بود و کفشهاش هم که فقط یه لنگه بود .... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 و تازه چند دقیقه بعد دیدیم یه بوهای بدی هم می ده و مامانم لطف کردند و گفتند که ایشون از صبح تا حالا پی پی نکرده بودند و لطف کردند و اونجا خلاصه ما رو خجالت دادند ... خلاصه که سرتون را درد نیارم ... فندقک ما کلی بهمون حال داد و خسته و کوفته برگشتیم خونه ..تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

و من خوش خیال رو بگو که چه لیست بلند بالایی نوشته بودم و دریغ از اینکه بتونم نصفش را هم بخرم ....

از من به شما نصیحت اگه تصمیم گرفتین با یه نی نی تنوع طلب برید فروشگاه ... برنامه ریزیتون را برای مدت زمانی نیم ساعت تنظیم کنید چون اصولاً اینجور بچه ها همه چی سریعاً براشون تکراری می شه و دلشون یه چیز جدید می خواد ...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

پ.ن : البته باید اینو اضافه کنم که دخمل ما همیشه اینطوری نیستا ... بعضی وقتا شیطون می ره تو جلدش .تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد. کلاً‌ بچم دخمل  خوبیه و زیاد ما رو توی بیرون رفتن اذیت نمی کنه ...تازه کلی هم عشق می کنه تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدوقتی با ما می ره بیرون تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 




بازدید : 143 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 صفحه بعد