سلام دخمل قشنگم
امروز خیلی نگرانتم .. چون دیشب حالت خوب نبود و تب داشتی و توی خواب همش ناله کردی ..
نصفه شب هم آوردم پیش خودم خوابوندمت ... صبح هم دیر اومدم سرکار .. هر وقت که مریض می شی عذاب وجدان می گیرم که چه مامان بدی هستم من ...تو رو با اون حال مریض گذاشتم و اومد سرکار .. ولی عزیزم به خدا همه اینها بخاطر خودته .. می خوام توی رفاه کامل بزرگ بشی .. می خوام هیچ چیزی کم نداشته باشی ... می دونم وقتی بزرگ بشی همه اینا رو درک می کنی ... اینو بدون که مامانی به اندازه یه دنیا دوست داره
امیدوارم هیچ وقت مریضیتو نبینم قند عسل مامان ![]()
بازدید : 98 مرتبه | موضوع :
سلام نیکای مامان
می دونم تو الان خیلی کوچیکی و نمی تونی نه چیزی بخونی و نه چیزی بفهمی ولی شاید یه زمانی که بزرگ بشی خیلی چیزها رو درک کنی .. مامانی امروز حالش خیلی گرفته ...
نمی خوام اولین مطالب وبلاگت را با ناراحتی شروع کنم ولی بهت قول می دم در اولین فرصت عکسای به دنیا اومدنت و بزرگ شدنت را بزارم عزیزدلم ...
دلم می خواد وقتی بزرگ شدی خیلی خانوم و با محبت باشی .. هیچ وقت دل کسی را نشکنی و بدونی که مامانی خیلی دوستت داره .![]()
بازدید : 75 مرتبه | موضوع :


